بسم رب المهدی
مهربان ، زیبا ، دوست
چشم در راه کسی هستم
کوله بارش بر دوش،
آفتابش در دست،
خنده بر لب،گل به دامن،پیروز
کوله بارش سرشار از عشق،امید
آفتابش نوروز.
با سلامش،شادی
در کلامش،لبخند
از نفس هایش گل می بارد
با قدم هایش گل می کارد،
قصه ساده ست،معما مشمار،
چشم در راه بهارم آری،
چشم در راه بهار . . . !

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم اسفند 1389ساعت 20:42  توسط فرناز معصومی زاده
|
بسم رب المهدی
و همچنان:
یاری اندر کس نمی بینم یاران را چه شد
دوستی کی آخر آمد دوستداران را چه شد؟. . .

ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه نوزدهم بهمن 1389ساعت 21:51  توسط فرناز معصومی زاده
|
بسم رب المهدی
تاج اصفهانی در سال 1282 در اصفهان متولد شد. پدرش شیخ اسماعیل معروف به تاجالواعظین بود که تا حدی با دستگاه های موسیقی ایران آشنایی داشت. تاج در ده سالگی نزد پدر و استادانی چون سید عبدالرحیم اصفهانی،نایب اسدالله، میرزا حسین ساعت ساز(خضوعی)، میرزا حسین عندلیب،حبیب شاطر حاجی به دانش اندوزی پرداخت.وی به اشعار سعدی علاقه زیادی داشت و گزیدههایی از اشعار سعدی و دیگر شاعران را حفظ بود و در هنگام اجرای آواز به مناسبت زمان و محیط از آن اشعار استفاده میکرد.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه سیزدهم آذر 1389ساعت 23:46  توسط فرناز معصومی زاده
|
بسم رب المهدی
یاری اندر کس نمی بینم یاران را چه شد
دوستی کی آخر آمد دوستداران را چه شد؟. . .

ادامه مطلب
+ نوشته شده در پنجشنبه چهارم آذر 1389ساعت 22:22  توسط فرناز معصومی زاده
|
بسم رب المهدی
دل من دير زمانی است كه می پندارد :
« دوستی » نيز گلی است ؛
مثل نيلوفر و ناز ،
ساقه ترد ظريفی دارد .
بی گمان سنگدل است آنكه روا می دارد
جان اين ساقه نازك را
- دانسته-
بيازارد !

ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارشنبه دوازدهم آبان 1389ساعت 23:17  توسط فرناز معصومی زاده
|